امروز : چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۰۹
منتشر شده : شهریور ۲, ۱۳۹۷ | ۱۲:۲۴ ب.ظ ­ ­ کد خبر:11761 ­ ­ تعداد بازدید :79 بازدید

گفتگوی تفصیلی رزن جوان با دکتر عباس اسدی، دانشیار ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی

از امتلر تا پاریس

در سال ۷۲ زمانی که تحصیل در رشته های تربیت معلم و مهندسی بیشتر مورد وفاق بود ، رشته روزنامه نگاری را که به گفته خودش پلی بود به سیاست و ادبیات و جامعه شناسی انتخاب کرد. در آن روزها کمتر کسی فکر می کرد که او در این رشته موفق شود و بتواند از این رشته کسب درآمد کند و شغلی به دست آورد. اما او با تلاش و پشتکار و علاقه ای که به این رشته داشت به عنوان نفر اول مقطع کارشناسی ارشد را در دانشگاه علامه طباطبایی و توفیق اعزام به خارج از کشور را نیز کسب کند و برای تحصیل در مقطع دکترای علوم خبری عازم شهر پاریس شود. کمتر دانش آموخته علوم ارتباطات و روزنامه نگاری در نسل نو وجود دارد که او را نشناسد.
برای گفتگو با این استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی با او تماس گرفتم و در یک عصر تابستانی در حوالی دانشگاه با او به گفتگو نشستم که خواندن آن خالی از لطف نیست.


آقای دکتر شما یکی از اساتید رسانه‌ای کشور هستید که اصالتا اهل شهرستان رزن می‌باشید؛ از محل تولد و تحصیلاتان بفرمایید

اصالتا اهل روستای امتلر هستم و مقطع ابتدایی را در این روستا گذراندم. مقطع راهنمایی و دبیرستان را در شهر رزن مشغول تحصیل بودم. زمانی که من به همراه تعدادی از هم روستایی هایم که حدودا ۵۰-۶۰ نفر بودیم برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی و دبیرستان به رزن آمدیم در روستای ما مدرسه راهنمایی نیز وجود نداشت و فضا بسیار پر ابهام بود و آینده‌ای برای ما مشخص نبود. فضا و شرایط ادامه تحصیل به گونه‌ای بود که در آن دوره تعداد زیادی از هم کلاسی هایمان نتوانسته اند تا پایان سال ادامه تحصیل دهند و به سمت کشاورزی و کارگری سوق پیدا کردند.
من دوست داشتم پزشکی بخوانم و الان هم این عشق در من وجود دارد و اگر وقت کنم شروع به خواندن پزشکی می‌کنم. در دوره راهنمایی که می‌خواستیم به دبیرستان بروم یا باید تجربی انتخاب می‌کردم و یا علوم انسانی و ریاضیات و یک صدم کم آوردم و نتوانستم وارد رشته علوم تجربی شوم درنتیجه مجبور شدم رشته علوم انسانی را انتخاب کنم.
در سال ۷۲ که کنکور ۲ مرحله‌ای بود من در کنکور ثبت نام کردم و بر اساس علاقه‌ای که داشتم رشته روزنامه نگاری را انتخاب کردم. رشته روزنامه نگاری را از این جهت انتخاب کردم که یک رشته میان رشته‌ای و پلی به سیاست، ادبیات و جامعه شناسی بود که این رشته هر ۳ وجه را داشت و دارد.
وقتی در دوره کارشناسی روزنامه نگاری در دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شدم. در تهران مستقر شدم و در بسیاری از نشریات مانند: روزنامه‌های ایران، همشهری، کاروکارگر، مجله ایران جوان، رادیو و… کار کردم و در سال ۱۳۷۷ در ششمین جشنواره های مطبوعات نیز نفر اول گزارش نویسی توصیفی تحلیلی شدم. بلافاصله برای رشته فوق لیسانس نیز در همان دانشگاه علامه طباطبایی قبول شدم. در آن مقطع فقط دانشگاه علامه طباطبایی در رشته روزنامه نگاری مقطع کارشناسی ارشد دانشجو می‌پذیرفت و دانشگاه های تهران، آزاد، علمی کاربردی و… چنین رشته‌ای در مقطع کارشناسی ارشد نداشتند اما بنده از بین ۵ هزار نفر، نفر اول آزمون کارشناسی ارشد شدم با وجود اینکه هیچ سهمیه خاصی نیز نداشتم.
در این دوره با اساتید مشهوری مانند دکتر معتمد نژاد کلاس داشتم و با توجه به این که دانشگاه علامه برای دوره دکترا بورسیه داشت بلافاصله برای دوره دکترا امتحان دادم که در این امتحان نیز از بین ۲ هزار نفر بنده نفر اول اعزام به خارج از کشور شدم. با توجه به این که دکتر معتمد نژاد در فرانسه تحصیلات خود را ادامه داده بود و به دلیل اینکه فرانسه از نظر رسانه و روزنامه نگاری کشور پیشرفته‌ای بود برای مقطع دکترا در سال ۲۰۰۳ به فرانسه رفتم و در مقطع دکترا با یکی از استادان مشهوری جهانی که سردبیر روزنامه لوموند فرانسه هم بود به نام آقای آرمان ماتلار در شهر پاریس درس خواندم و همزمان که در دانشگاه بودم به دلیل اینکه مبلغی که به از طریق بورسیه پرداخت می‌کردند هزینه‌های زندگی را در فرانسه تامین نمی‌کرد به ناچار در کتابخانه دانشگاه سوربون کار می‌کردم که این فرصت خوبی بود تا از فضای کتابخانه هم استفاده کنم.
در سال ۲۰۰۹ که از فرانسه بازگشتم به دلیل اینکه از طریق دانشگاه علامه طباطبایی بورسیه شده بودم جذب این دانشگاه شدم و به عضویت هیئت علمی این دانشگاه در آمدم و در حال حاضر نیز در این دانشگاه و سایر دانشگاه ها در رشته روزنامه نگاری و ارتباطات در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا تدریس می‌کنم.

 

گویا مسئولیت هایی نیز در دانشگاه داشته اید؟
بیشتر فعالیت‌های بنده در دانشگاه علامه طباطبایی است و در مقاطع مختلف مسئولیت‌هایی مانند ریاست پژوهشکده ارتباطات، ریاست مرکز پژوهش‌های ارتباطات، عضو شورای پژوهشی، عضو قطب علمی ارتباطات اجتماعی و رسانه‌ها، مدیر گروه تحصیلات تکمیلی گروه ارتباطات، نماینده تام الاختیار دانشگاه در خبرگزاری ایرنا و غیره را در دانشگاه علامه داشته‌ام. همچنین قبلا هم سردبیری فصلنامه پژوهش حقوق ویژه ارتباطات، سردبیر فصلنامه پژوهش سیاست(ویژه ارتباطات بین الملل)را بر عهده داشته‌ام و اکنون نیز مدیر مسئولی و سردبیری فصلنامه علوم خبری بر عهده دارم چند کتاب تالیفی و ترجمه‎ای نیز منتشر کرده‎ام که برخی از آنها عبارتند از: «روزنامه نگاری در جهان معاصر»، «شناسنامه خبرگزاری‌های جهان»، «کرامت انسانی در حقوق رسانه»، «حقوق مخاطبان مطبوعات»، «تاریخ سیاسی مطبوعات مصر»، «آینده روابط عمومی»، «روابط عمومی تخصصی»، «روابط عمومی بین المللی» که سه کتاب اخیر همین چند هفته پیش به بازار آمد.
ایامی که برای رشته روزنامه نکاری در دانشگاه علامه طباطبایی قبول شدید شاید رشته روزنامه نکاری در محیط‌های کوچک مثل رزن و روستای امتلر رشته‌ای ناشناخته بود آیا شما در آن ایام از طرف خانواده ممانعتی برای عدم انتخاب این رشته نداشتید؟آیاتوصیه نمی‌کردند که شما یک سال پشت کنکور باشید تا در رشته‌های مهندسی و پزشکی پذیرش شوید؟
قبل از این که من وارد دانشگاه شوم در رزن یک دکه روزنامه فروشی بود که در آنجا کار می‌کردم و این کار با روحیات من عجین شده بود. من در آنجا روزنامه‌ها و مجلات را می‌خواندم. زمانی که در رشته روزنامه نگاری پذیرفته شدم خیلی از اطرافیان، دوست و آشنا علاقمند توصیه می‎کردند که جذب تربیت معلم شوم اما خانواده مقاومت چندانی نداشتند اتفاقا خیلی خوشحال بودند. سال ۷۲ من اولین کسی بودم که از رزن به دانشگاه قبول شدم و هیچ کس دانشگاه را نمی‌شناخت به خصوص دانشگاه‌های شهر تهران وقتی که من وارد دانشگاه شدم تازه متوجه شدند که دانشگاه چگونه جایی است.
خاطرام است که در آن زمان برف و باران زیادی می‎آمد و در روستای ما یک وانت بیشتر نبود و سوار این وانت می‎شدیم و به رزن می‎آمدیم. بعضی وقت‎ها از شدت بارش برف جادها بسته می‎شد و بچه‎ها نمی‎توانستند به مدرسه بیایند اما من پیاده از امتلر به رزن می‌آمدم و درس می‎خواندم. بعضی وقت‎ها هم که این همه راه را از امتلر به رزن می‌آمدم، می‎دیدم که مدرسه به دلیل بارش برف تعطیل است.

 

آیا خاطره‌ای از این ایام دارید برای ما بگویید
من به خاطر این که مجبور بودم در رزن درس بخوانم خانه‎ای را اجاره کردم و بخشی از کتاب‎های خودم را که می‌خواستم همراه‎ام باشد و مطالعه کنم باید به رزن می‎بردم. با وانت یکی از همشهریان به رزن رفتم و کتاب‌ها را نیز داخل کارتن، در قسمت عقب وانت گذاشتم. چند نفر از بچه‎ها هم پشت وانت بودند بعد که رسیدیم و پیاده شدم دیدم که آنها تعدادی زیادی از کتاب‎ها را پاره کرده‌اند و به دست باد سپرده اند. کتاب‎هایی که خیلی نایاب بودند و هنوز هم به ندرت می شود آنها را پیدا کرد.
خاطرات فرانسه را هم گویا در وبلاکی به نام «زیر سایه ایفل» منتشر می‎کردید از این خاطرات برای ما بگویید
در فرانسه اساتید دانشگاه، افرادی که علاقمند به این رشته بودند را تشویق و ترغیب می‌کردند و حتی به دفتر روزنامه‎های مختلف می‎بردند تا با فضای کاری رسانه‎های فرانسه آشنا کنند. مثلا من هر وقت که با استادم کاری داشتم در روزنامه لوموند قرار می‎گذاشتم که در مقطعی سردبیر این روزنامه بودند که این کار آنها در ما انگیزه و شوق ایجاد می‌کرد و مهم‌تر از همه سبک و سیاق فعالیت روزنامه نگاری را یاد می‌داد. در حالی که در جامعه ما این گونه نیست و متاسفانه تنگ نظری‎هایی وجود دارد و کسی حاضر نیست کسی دیگری را تشویق کند و ترغیب کند.

 

فضای رسانه ای فرانسه چگونه بود؟
فضای رسانه‎ای فرانسه بسیار آزادی است اما آزادی توام با قانون مداری. کسی نمی‎تواند خارج از چارچوب قانون مطلبی منتشر کند. اگر کسی مطلبی خارج از قانون منتشر کند ضمن این که باید در برابر قانون پاسخگو باشد، باید به افکار عمومی نیز پاسخ دهد. در فرانسه رسانه‎ها به مخاطبان خود احترام قائل هستند و به هیچ عنوان حاضر نیستند مطلبی غیر مستند و دروغ منتشر کنند و مخاطبان خود را از دست بدهند اما در ایران این گونه نیست و هر مطلبی که بدون توجه به صحت و سقم آنها چاپ می‎کنند، حتی در مواردی چون روزنامه ها مخاطب ندارند و سودی از خرید نمی‌برند، عامدانه دروغ منتشر می‌کنند تا نشریه‌اشان توقیف شود و کاسه کوزه‌ها را سر حکومت و دولت بشکنند. و الی آخر.

 

آقای دکتر اسدی وضعیت علمی و آموزشی شهرستان را چگونه ارزیابی می کنید؟
رزن یکی از شهرستان‎های محروم است که متاسفانه از نظر علمی، سیاسی، اقتصادی و غیره دچار محرومیت‌هایی است. اگر چه نسبت به گذشته اندکی پیشرفت حاصل شده اما هنوز این محرومیت‎ها و عوارض آن را می‎توان در رزن دید. اگرچه در حال حاضر خوشبختانه تعداد دانشجو و دانش‌آموز و افراد تحصیل کرده در رزن زیاد شده است، اما از ظرفیت‌های این افراد برای آبادانی و پیشرفت منطقه رزن به طور مطلوب استفاده نمی‌شود. از دیگر مشکلات منطقه رزن، کم توجهی به محیط زیست است. بخشی از مشکل به اجاره دادن زمین‌های کشاورزی به غریبه هاست و مشکل دیگر حفر چاه‎های غیر مجاز فراوان در این منطقه است که باعث شده که در آینده نزدیک خطر کم آبی این منطقه را با بحران شدید کم آبی و عوارض ناشی از آن مواجه کند. در گذشته نه چندان دور در خود رزن رودخانه پر آبی وجود داشت که چقدر برای رزنی‌ها نعمت بود و در اثر این رودخانه جنگل‌های سرسبزی در اطراف نیز وجود داشتند اما اکنون آن‌ها خشکیده‌اند. و یک روز دشت رزن در جغرافیای ایران شهره بود، ولی متاسفانه امروز رزن در حال تبدیل شدن به یک بیابان است. عجیب‌تر از همه این که برای احیا محیط زیست این منطقه اقدامی انجام نمی‌دهند. در روستاهای اطراف رزن نیز چنین اتفاق نامیمون افتاده است. مثلا در روستای امتلر جنگل‌ها و باغات متعدد و دو رودخانه پر آبی وجود داشت اما امروز این روستا به بیابان برهوت تبدیل شده است و درد آورتر این که کسی هم حاضر نیست حداقل در مقابل خانه خود یک درخت بکارد، که هیچ هزینه در بر ندارد. متاسفانه امروز نسبت به طبیعت و محیط زیست نگاه صرفا منفعت طلبانه شخصی حاکم شده است و بی هیچ ترحمی به منابع و منافع منطقه در قبال مشتی پول سیاه چوب حراج زده می‌شود، وقتی که خود ما به طبیعت خدادادی رحم و مروتی نداشته باشیم بدون تردید طبیعت نیز بر ما قهر می‌گیرد. عجیب است که افراد تنها به خود و منافع کوتاه مدت خود می‌اندیشند و اصلا نگران نفرین فرزندان آینده خود نیستند.

 

رزن دهه۶۰ از رزن دهه ۹۰ پیشرفته تر بود

رزن دهه ۶۰ حداقل بسیار سرسبز و بکر و حاصل خیز بود که امروز چنین نیست و این یک نوع پسرفت محسوب می‌شود. یا این که رزن و منطقه‌اش می‎توانست خود را به یک شهر توریستی تبدیل کنند و از در آمد حاصل از آن به خودسازی و آبادانی بپردازد، اما در این زمینه نیز کم کاری‌های شدیدی صورت گرفته است. اماکن توریستی و زیارتی زیادی در منطقه داریم ولی متاسفانه تلاشی زیادی در معرفی آنها صورت نگرفته است. مثلا از نظر تولید انگور و دیگر میوه ها و حبوبات و گیاهان دارویی، ظرفیت فراوانی برای برند شدن رزن در کشور و حتی در منطقه خاورمیانه داشته‌ایم و داریم، اما اقداماتی در این زمینه صورت نگرفته یا کمتر گرفته است که رضایت بخش نیست.

 

چه پیشنهادی برای مسئولین محلی شهرستان منبی بر رفع این ایرادات و اشکالاتی که شما وارد می‎دانید دارید؟
پیشنهادی برای مسئولین محلی ندارم چون که آنها به صحبت های ما گوش نمی‌دهند اگر گوش می‎دادند می‌توانستند در آبادانی و پیشرفت منطقه به شکل دیگری عمل کنند.

 

آیا شما حاضر هستید کمک کنید؟
بله به شرطی که اراده و همدلی و زمینه مساعد برای عملیاتی شدن افکار و اندیشه‌ها در این زمینه وجود داشته باشد.

 

با توجه به قدمت فرهنگی منطقه رزن و علمای بزرگی که در آنجا وجود داشته یک بخش از این مواردی که شما عنوان دارید به دلیل نبود یک رسانه در شهرستان رزن است که یک بلندگویی نداشته تا بتواند این ظرفیت و توانمندی ها را اعلام کند. نظر شما در این خصوص چیست؟
رزن باید برای خودش کانون فکری داشته باشد و استادان و فرهیختگان و بزرگان را دعوت کند تا در خصوص رفع مشکلات منطقه راه حل ارائه دهند.

 

وضعیت رسانه‌ای رزن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
رزن رسانه به معنای واقعی‌اش ندارد و آن که تحت عنوان رسانه‎ دارد رسانه نیست، شبه رسانه است. حتی همدان هم همین گونه است. چند نشریه‎ای که در استان منتشر می‌شود به معنای واقعی رسانه نیستند. رزن اگر رسانه‎ و صدایی خود را داشت می‎بایست مسایل و مشکلات شهرستان را فریاد می‎کشید و مطالبات خود را می طلبید، اما می بینیم که این طور نیست. چند کانال تلگرامی که وجود دارد به دلیل وابستگی‎هایی که به مدیران و مسولان دارند بیشتر بله و قربان گو هستند.

 

چرا نباید رزن رسانه بومی و کاغذی داشته باشد

البته این سئوال را باید از خود رزنی‌ها پرسید. اما اگر رزن دارای رسانه‎ای مخصوص و معتبر باشد که بتواند مطالبات مردم این منطقه را پیگیری کند، حتما باید فارغ از هر گونه وابستگی به این مدیر یا آن مدیر باشد. چنین رسانه‌ای باید توسط یک تیم حرفه‌ای اداره شود و مسایل و مشکلات این منطقه را به صورت عریان مطرح کند. البته یادمان باشد که امروز مهم ترین عامل برای یک رسانه مستقل و آزاد خود مخاطبان آن هستند که می‌توانند با کمک‌های خود (با اشتراک شدن) آن را به تریبون خواسته‌های به حق شان تبدیل کنند. تاسیس و گرداندن یک رسانه امرز کار دشواری است و هر کسی نمی‌تواند به تنهایی از عهده آن بر آید.

 

مهمترین عاملی که سبب شده این مشکلات به وجود آید چیست؟
موارد متعدد هستند. این موارد می توانند فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره باشند. مثلا در هنگام انتخابات شوراها یا مجلس در منطقه رزن کمتر به منافع بلند مدت اندیشیده می‌شود و بیشتر منافع کوتاه مدت تاثیر گذارند. به همین خاطر دیده می‌شود که رزن روی مدار توسعه نمی‌افتد و یک توسعه پایدار و همه جانبه در این منطقه صورت نمی‌گیرد.

یکی از موضوعات که رزن جوان از ابتدا شروع به کار پیگیری کرده است، شناسایی نخبگان رزنی و استفاده از ظرفیت و توانمندی‏های آنها برای رسیدن به توسعه همه جانبه شهرستان است، شما نیز یکی از افراد توانمند کشور در حوزه ارتباطات هستید. شما حاضر هستید برای رزن چه کاری انجام دهید؟
باید اول آسیب شناسی کرد و آسیب‎ها و ظرفیت‎های رزن را شناخت و بر اساس آن برنامه ریزی و سیاستگذاری کرد. البته چنین اتفاقی نیز فی البداهه صورت نمی‎گیرد به نظرم باید ابتدا در قالب یک یا چند نشست یا همایش تخصصی آسیب‎ها و ظرفیت‎های منطقه را شناسایی کرد و متناسب با هرکدام از آنها برنامه داد. مثلا در حوزه رسانه و ارتباطات می‎توان رزن را به یک قطب منطقه‎ای در این زمینه تبدیل کرد که این امر می‎تواند ضمن معرفی رزن به سایر نقاط کشور، سرمایه‎ها را نیز به این منطقه جذب کند.

 

پیشنهاد شما برای رزن رسانه مکتوب است یا دیجیتال؟
هر دو، ما باید برای پیشرفت رزن از ظرفیت‎های هر دو نوع رسانه استفاده کنیم زیرا این دو مکمل یکدیگرند.

 

بحث سیاسی مطرح کردید و مشخصأ به انتخابات مجلس اشاره داشتید. نظر شما در خصوص مسائل سیاسی شهرستان چیست؟ شما در مقطعی برای کاندیداتوری در انتخابات مطرح بودید و در دور دوم انتخابات مجلس دهم نیز از کاندیدای مورد حمایت اصوگرایان در شهرستان رزن حمایت کردید
حمایتی در کار نبود. بنده برای یک کار شخصی به روستا آمده بودم که اتفاقی یکی از دوستان مرا دید و در این زمینه چند دقیقه‌ای صحبت کرد و بعد تلقی حمایت مطرح شد که اشتباه بود. بنده معتقدم که منطقه رزن شایستگی این را دارد که از یک نماینده کارآمد و فعال برخوردار باشد و واقعا تمام فکر و ذکرش و دغدغه‌اش پیشرفت و ارتقای جایگاه منطقه باشد و علاوه بر آن از مسائل مختلف روز جامعه و جهان و تاثیر مستقیم و غیر مستقیم بر کیفیت زندگی مردم منطقه آگاه باشد. این هنر نیست که فردی به انحای مختلف رای مردم را کسب کند و وقتی هم که وارد مجلس شد تمام وعده وعیدهایش را فراموش کند. بلکه او باید در مجلس و خارج از مجلس مطالبات و خواسته‌های مردم منطقه را پیگیری کند. بنابراین مردم منطقه اگر واقعا به دنبال یک زندگی با کیفیت هستند باید کسانی را انتخاب کنند که تحول مثبت در ابعاد مختلف زندگی و کار و بار آنها پدید آورد، که البته مسئولیت سنگینی است.

 

وضعیت رسانه ای کشور ار چگونه ارزیابی می کنید؟
واقعیت امر این است که وضعیت رسانه‎ای کشور خوب نیست. در ایران ما به معنی واقعی رسانه نداریم و آن چه وجود دارد شبه رسانه است و روزنامه نگار نیز به معنی واقعی کلمه نداریم. هرکسی رسانه‎ای می‎زند و مدعی می‎شود که روزنامه نگار است در حالی که این گونه نیست رسانه‌ها باید دارای رسالت حرفه‌ای باشند و در راستای پیشرفت ترقی کشور فعالیت کنند. به نظرم بخشی از مشکلات کشور ناشی از همین شبه رسانه هاست.

 

گسترش سایت ها و کانال‎های خبری در شبکه‎های اجتماعی را شما به لحاظ آسیب‎هایی که به فضای رسانه‎ای کشور می‎تواند وارد کند را چگونه ارزیابی می‎کند ؟
سایت ها و کانال‌ها از لحاظ خبری نسبت به روزنامه‎ها جلو‎تر هستد. اما از نظر تحلیلی نمی‌توانند جایگاه مطبوعات را بگیرند. کار روزنامه کار تحلیل و تفسیر است. بنابراین مطبوعات و فضای مجازی دو مکمل هم هستند. یعنی روزنامه‎ها برای تحلیل و تفسیر و سایت‎ها و کانال‎های خبری برای انتشار لحظه‎ای اخبار می‎توانند به همدیگر کمک کنند.

وضعیت رسانه ملی را از لحاظ نوع موضع گیری که همین امر انتقادات زیادی بر آن وارد کرده است را چگونه ارزیابی می‎کند؟
رسانه ملی به دلیل اینکه بودجه آن را بخش خاصی از حاکمیت تامین می‎کند و در واقع وابستگی دارد، لذا طبیعی است که دارای موضع گیری و جهت گیری خاص باشد. اما با این شرایط بنده معتقدام که رسانه ملی از همه لحاظ حرفه‎ای نیست و نتوانسته در این مدت جایگاه حرفه‌ای خود را ارتقا دهد. حتی نتوانسته یک خبرنگار حرفه‎ای به معنای واقعی تربیت کند که در این زمینه حرف زیاد است.

 

گفتگو و عکس: محمود اکبری کیا


0 بار پسنديده شده است


برچسب‌ها, , , , , , , , , ,

گزارش تصویری

سفر وزیر کار به رزن

آخرین اخبار